{{{ ناگفته ای از خشونتهای كريمخان زند }}}
به گواه تاریخ مکتوب و حتی قصه های فولکوریک ایرانیان، کریمخان زند بهترین و نیک نفسترین حکمران کل دوران تاریخ کهن ماست. ولی همه حاکمان و مشاهیر خطاها داشته و یکی از بهترین منابع براى بررسی نقاط ضعف كريمخان زند همانا میرزا محمد کلانتر فارس است که در لابلای تعریف و تمجید های بیشماری که از وی میکند، پاره ای نقاط ضعفش را نیز بیان کرده و گفته است: 《خوبی او هزار و بدی او یک!!. خدا از تقصیراتش بگذرد!》 🚩 در گرما گرم نبرد با فتحعیخان افشار و آزاد خان افغان، روزی كريمخان که شکست خورده بود بهمراه خانواده از طریق راه های کوهستانی و رودخانه چمن گندمان خسته و بیمناک در حال فرار بود و همانطور که میجنگید، کار دشوار گذراندن زنان و كودكان نیز عهدهدار بود. یکی از زنانش که قنداقه طفل شیرخوار را در یک دست و عنان اسب را در دست دیگرش داشت، از بیم فروافتادن نوزاد به درون رود خروشان، به کندی پیش ميرفت و از دیگران عقب مانده بود. كريمخان ناگاه به عمل غیر منتظره ای دست زد و با نوک نیزه، قنداقه طفل بیگناه را از آغوش مادر ربود و در دل امواج رودخانه رها کرد!! این خاطره تلخ را همیشه در ذهن داشت و یادآور میشد و حتی سالها بعد که از آن رودخانه میگذشتند، چون این خاطره یاداورش شد، دستور بقتل فتحعلی خان افشار که هم اکنون ملازم رکابش بود داد. (گلشن مراد، غفاری کاشانی، صفحه 235 به بعد) 🚩 گروهی از اعیان خبیث در اصفهان از او اجازه گرفتند که به خانه های مردم رفته و دختران زیبا و دلارا را نکاح کرده و به حَرَم كريمخان ميفرستادند و پس از کامیابی وی، دخترکان را پاداش و مهریه داده و مرخص(طلاق) میکردند!! سپس آن افراد ناپاک آن جمیله را بخانه خود برده و..... چون اینکار به حدّ کثرت رسید، علما و بزرگان اصفهان به دیدن حضرت وکیل رفته و از این حرکت ناپسند و کار زشت منع نمودند. بنابراين کریمخان از این عمل دست برداشته و از کرده خویش کمال خجلت یافته و عذرها خواست..... ( رستم التواریخ صفحه 322) 🚩 مردم سلحشور و مقاوم لیراوی در صفحات خوزستان و لرستان که فرمان كريمخان مبنی بر دادن سرباز و ملازم رکابی را پذیرا نشدند در جنگی نابرابر سران آنها کشته شده و از سرهای آنها کله منار ساخته و بطور ناجوانمردانه زنان و اطفالشان را اسیر كرده و زنان را .......... این فعل كريمخان بسیار مذموم است، بخصوص رفتار با زنان!!! هرچند میگویند مصلحت سیاسی و ضرورت زمان ایجاب میکرد! (كريمخان زند و زمان او، پرویز رجبی، 1352، صفحه 98) 🚩 شیخعلی خان زند که رشادت ها و خدمات زیادی به كريمخان کرده بود و همواره وی را از زیاده رویها برحذر ميداشت. بطوریکه مَثَل شاه میبخشه ولی شیخ علی خان نمیبخشه از آنجا نشات گرفته است. (البته این ضرب المثل را برگرفته از شیخعلیخان زنگنه در دوره صفویه نیز میگویند) تا اینکه شیخعلی خان در بزمی شبانه در مخالفت با كريمخان کارشان به بحث و مجادله کشید که حضرت وکیل عنان از کف داد و از جای برجست و گریبان شیخ علی خان را گرفت و بر زمینش کوفت! سپس با خنجر چشم های آن سردار فداکار را از حدقه درآورد!! البته هرچند پس از گذشت سه روز پشیمان شده و اموال او را مسترد داشته و دلجویی ها کرد، ولی کار از کار گذشته بود. (مجمل التواریخ، محمد امین گلستانه) 🚩 تعداد 8000 نفر از افاغنه ی سپاه نادرشاه افشار که پس از قتل نادرشاه و فرار محمد حسن خان قاجار به كريمخان پناه آورده و پیوسته بودند. گزارش (درست یا نادرست) توطئه آنها را دادند و بفرمان كريمخان آنها را سه دسته کردند و به مازندران و سمنان و تهران نگاه داشته و بفرمان مخفیانه كريمخان در نوزدهم فروردین 1173 شمشیر در میانشان گذاشتند. شایان نگرش است که این افاغنه از نظر اجتماعی نیز منفور مردم ایران و بخصوص شیراز و اصفهان بودند. ولی کشتن پناهنده و اسیر از سوی جوانمردی همچون کریمخان، دور از انتظار بود. (گلشن مراد، صفحه 215 به بعد) 🚩 بریدن گوش و بینی قاصد بیچاره که تنها پیام حاکم همدان را آورده بود. جهت دانستن اطلاعات بیشتر درخصوص خصال نیک و بدِ حضرت وکیل، دوستان میتوانند به کتاب : کریمخان زند، نیکوترین زمامدار تاریخ ایران از مرحوم استاد پناهی سمنانی مراجعه کنند. باسپاس...........علی سجادی پینوشت: قدرت مطلق ، اگر خودکامگی هم نیاورد، بیدادها بر رعیت خواهد رفت! حتی اگر کریمخان باشی!! از اینروست که 《در قرن حاضر》 بزرگان و اندیشمندان ، بشر خردمند امروزی را از استبداد و خودکامگی منع کرده و ما را نصیحتها کردهاند که از استقرار آن، پروا کنیم.
